شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۱۶:۳۷
Share/Save/Bookmark
 
تهیه‌کننده فیلم «من ناصر حجازی هستم»

نخواستند ناصر در تیم ملی باشد،‌ حالا نمی خواهند فیلم مستندش پخش شود

 
پخش فیلم مستند «من ناصر حجازی هستم...» حاشیه‌های زیادی ایجاد کرد، تا جایی که کار به توقیف این فیلم انجامید. امیر رفیعی، تهیه‌کننده جوان این فیلم پس از اکران خصوصی این فیلم با دردسرهای زیادی روبه‌رو شد؛ از رفتن به دادسرا گرفته تا اعتراض‌های برخی اهالی فوتبال. رفیعی که در دوران حیات حجازی از نزدیکان او بود در گفت‌وگویی مفصل با «شرق» درباره ابهاماتی که پیرامون این مستند ایجاد شده، توضیح داده است. 
‌ نزدیک سه ماه از اکران عمومی فیلم «من ناصر حجازی هستم...» می‌گذرد، استقبال مردم از فیلم شما چگونه بوده است؟ 
استقبال مردم خوب بوده، اما یک بحث خیلی مهمی که اینجا وجود دارد، بحث گروه سینماهای هنر و تجربه است. این گروه بالطبع یک‌سری مخاطبان خاص هنری دارد و اکران‌هایی که این عزیزان دارند مقداری پراکنده است و آن نظم لازم را ندارد که طبیعت گروه سینمای هنر و تجربه است. از طرفی مخاطبان ما درعین‌حال که می‌توانند هنری‌ها باشند، فوتبالی هم هستند. بخش دیگری از مشکلاتمان سئانس‌های محدودی است که هنر و تجربه به فیلم ما می‌دهد. ما با آقای علم‌الهدی (دبیر شورای سیاست‌گذاری سینمای «هنر و تجربه») هم جلسه‌ای داشتیم که راهکاری دراین‌باره بیندیشیم. حتی من این فرضیه برایم به وجود آمده نکند با توجه به حساسیتی که به نام ناصر حجازی و این فیلم وجود دارد، تعمدی در کار هست که فیلم کمتر دیده شود؛ مثلا ساعت دو بعدازظهر خانه هنرمندان فیلم را اکران می‌کنند که در آن ساعت فوتبالی‌ها برای دیدن فیلم نمی‌روند. به من گفتند چنین مسائلی وجود ندارد و امیدوارم که این‌طور باشد، ولی در کل اقبال مردم رضایت‌بخش بوده، اما به نظر من هنر و تجربه باید انرژی و وقت بیشتری بگذارد؛ حداقل برای این پروژه‌ که خاص‌تر هم هست. 
‌ شما گفتید احساس می‌کنید برخی نمی‌خواهند فیلم دیده شود. چه کسانی نمی‌خواهند فیلم ناصر حجازی دیده شود؟ 
بخشی فوتبالی‌ها هستند و بخشی هم همان دوستانی که دوست نداشتند هیچ‌وقت ناصر حجازی مربی تیم‌ملی بشود. البته در صحبت‌هایی که با آقای علم‌الهدی داشتم ایشان هم گفتند در دولت فعلی اصلا چنین نگرشی وجود ندارد که این فیلم دیده نشود. 
‌ولی شما چنین احساسی دارید... 
بالاخره سالن‌های خیلی کمی به این فیلم داده می‌شود. البته آقای علم‌الهدی می‌گفت برای فیلم مستند یک‌سری محدودیت‌هایی وجود دارد و در فیلم‌های مستند، بیشترین اکران را به فیلم شما داده‌ایم، ولی خب منم حرفم این است که این کار با مستندهای دیگر متفاوت است و باید نگاه دیگری به آن داشته باشند. قول داده‌اند چنین اتفاقی بیفتد، ولی خب در بین ورزشی‌ها خیلی‌ها هستند که دوست دارند فیلم دیده نشود. من فکر می‌کنم کسانی مخالف فیلم ما بوده‌اند که شاید هم کار را ندیده‌اند و کارهایی را درباره آقای حجازی انجام داده‌اند که ما روحمان هم خبر ندارد. ریگی به کفش آنها بوده که دوست داشتند فیلم دیده نشود. 
‌ اکران فیلم هم با حاشیه و توقیف آن شروع شد. به چه دلیل فیلم توقیف شد؟ 
اکران فیلم ما تقریبا ٢٣ آذر بود که استارت خورد. شبی که اکران داشتیم بحث توقیف مطرح شد، ولی آن شب ما فیلم را پخش کردیم؛ به دلیل اینکه هنوز دستور رسمی قضائی به ما ابلاغ نشده بود، ولی پس از آن ما یک وقفه حدودا ١٥ روزه داشتیم و اکران بعد از این وقفه شروع شد و الان هم فیلم ما روی پرده است و حداقل تا اواسط اردیبهشت می‌توانم بگویم اکران فیلم ادامه دارد.
‌شکایت از شما در چه مرحله‌ای است؟ سابقه نداشته که با شکایت یک فرد، جلوی اکران یک فیلم گرفته بشود. شما درباره این قضیه چه فکری می‌کنید؟ 
بالاخره وزارت ارشاد پروانه ساخت را می‌دهد، ولی خب یک نهاد بالاتری که قوه‌قضائیه باشد هم از آن طرف دستور توقیف را می‌دهد. من فکر می‌کنم شاید بهتر باشد وزارت ارشاد راهکاری بیندیشد و قبل از اینکه خودش پروانه نمایش بدهد کار را به سمت و سویی ببرد که فیلم در قوه‌قضائیه دیده شود. ٢٨ شهریور فیلم برای اولین‌بار اکران خصوصی شد. میهمان‌های خیلی زیادی از رئیس دولت اصلاحات گرفته تا چهره‌های مطرح هنری ورزشی، ازجمله عادل فردوسی‌پور، مسعود رایگان، سروش صحت و حسین کلانی و دیگر دوستان در این اکران حضور داشتند. من انتظار هیچ واکنشی را حداقل در این فضایی که ایجاد شد نداشتم. از فردای آن روز به یکباره دیدم کسانی که فیلم را ندیده‌اند، شروع کردند به موضع‌گیری‌های خاصی علیه فیلم. برای من جالب است، پژمان جمشیدی هم که در فیلم صحبت‌هایش هست به نحوی موضع‌گیری داشت. البته پژمان زمانی که ما فیلم را داشتیم می‌ساختیم به نویسنده و کارگردان ما پیغام می‌داد که یکی از راوی‌های ما باشد. دوستان این موضوع را به من انتقال دادند و من همیشه مخالفت می‌کردم. ایشان احترامش به جای خود، ولی وقتی من پرویز پرستویی، مهران مدیری، شهاب حسینی، بهرام رادان و خیلی عزیزان دیگر را دارم، منطقی نیست که برای راوی سراغ پژمان جمشیدی بروم. حالا نمی‌دانم چطور آن زمان فیلم خوب بود! بعد یکسری از دوستان در حمایت از امیر قلعه‌نویی، انتقاد کردند و آقای قلعه‌نویی هم بحث شکایتش را خودش و وکیلش در حالی که فیلم را ندیده بودند، براساس شنیده‌ها مطرح کردند. 
‌ آقای قلعه‌نویی از فیلم شکایت کرد یا از شخص شما؟ 
وکیل ایشان خواستار یکسری اصلاحات بودند که من می‌گفتم کار من را وزارت ارشاد دیده، پروانه نمایش را وزارت ارشاد صادر کرده و من دلیلی هم برای این مسئله نمی‌بینم. فیلم غالبا بر پایه اسناد روزنامه‌ها و تصاویر آرشیوی ساخته شده و اگر خارج از این مسئله می‌بود من اصلا به آن نمی‌پرداختم، هر چیزی که در فیلم به آن پرداخته‌ام براساس حقیقت بوده است. این بحث‌ها بین ما بود تا اینکه بحث دادگاهی که آقای جواد نکونام و امیر قلعه‌نویی داشتند پیش آمد. نکونام از من خواست که به ‌عنوان شاهد او در پرونده باشم که این اتفاق افتاد و ظاهرا این دوستان قبل از این دادگاه متوجه شده‌اند که من شاهد جواد نکونام هستم و سر همین مسئله رفتند از شخص من بعد از اکران خصوصی و چند روز مانده به دادگاه آقای نکونام و قلعه‌نویی شکایت کردند. تا اینکه جلوتر آمدیم، مصاحبه‌های این دوستان را رصد می‌کردم. حتی یک‌بار دیدم که گفتند ما به احترام ناصر حجازی از شکایتمان صرف‌نظر کرده‌ایم، برای همین هم من خودم شخصا پیگیر این مسئله نبودم که شکایتی شده یا نشده؛ هرچند حدس می‌زدم باید شکایت شده باشد. چون زمانی که ناصر حجازی زنده بود حرمتش را نگه نداشتند و از او در کمیته انضباطی شکایت کردند که در فیلم هم به این مسئله پرداخته شده. دیگر حالا وقتی حجازی در قید حیات نیست بعید می‌دانستم این حرمت را بخواهند نگه دارند. در روز اکران بود که به ما از خبرگزاری‌ها زنگ زدند و گفتند اکران امروز شما لغو شده، بعد از آن آقای علم‌الهدی زنگ زد و گفت این اتفاق افتاده. بحث توقیف فیلم از طرف بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه اتفاق افتاد؛ البته در شب اول فیلم پخش شد. بعد از اکران آن شب، من به اتفاق سعید رمضانی، داماد آقای حجازی، پیش بازپرس رفتیم و صحبت‌های خودمان را مطرح کردیم؛ بازپرس محترم فیلم را خواست چون فیلم را ندیده بود اما اعلام کرده بود که فیلم توقیف است. در نشست بعدی که وکیل آقای قلعه‌نویی بودند و من هم بودم صحبت‌های لازم بین دو طرف مطرح شد و فقط می‌توان گفت با وجود همه حرف‌وحدیث‌ها که مطرح بوده دو بخش کار در واقع به شکل خیلی جزئی حذف شده که هیچ ربطی به ساختار فیلم ندارد ساختار آن بخش و توضیحاتش سر جای خودش است شاید یک بخش آن در حد دو کلمه است. 
‌ چه بخش‌هایی از فیلم حذف شد؟ 
یک بخش واقعا اشتباه سهوی ما بود و آن هم این است که امیر قلعه‌نویی سال ٨٥ از ناصر حجازی شکایت می‌کند، ولی شکایت به کمیته انضباطی که منجر به محرومیت ناصر حجازی می‌شود. نریشن ما می‌گوید: مطابق انتظار، رأی دادگاه علیه توست. بازپرس محترم خواست که کلمه دادگاه خارج شود، اما بحث شکایت آقای قلعه‌نویی از آقای حجازی در آن سال سر جای خود هست. یک جای دیگر هم درباره بازی با سایپا بود که اصلا ربطی به آقای قلعه‌نویی نداشته ولی این‌قدر آقایان شلوغ‌کاری کرده بودند که صحبت‌ها رفت به سمت آقای قلعه‌نویی. ما اصلا در بحث آن بازی به او کاری نداشتیم چون در آن بازی کسانی دیگر در برکناری آقای حجازی نقش داشتند. البته من شنیدم که آقای قلعه‌نویی با آقای فتح‌الله‌زاده ارتباط‌هایی داشته، ممکن هست یک‌سری صحبت‌هایی هم می‌کرده اما این براساس شنیده‌هایم از یکی از معاونان وقت باشگاه استقلال است که از من خواسته اسم او برده نشود؛ چون سند و مدرکی نبوده ما نمی‌توانستیم به آن بپردازیم و مجبور بودیم براساس آن مدارکی که در اختیارمان بود بخش بازی با سایپا را هم تعریف کنیم. 
‌ شکایت آقای قلعه‌نویی از شما به کجا انجامید؟ 
شنیدم که شکایت ایشان کماکان علیه شخص من هست ولی به فیلم دیگر مربوط نمی‌شود و فیلم رفع توقیف شده است. 
‌ مشکل شما از چه زمانی با آقای قلعه‌نویی به وجود آمده است؟ 
من خودم شخصا استقلالی بودم و آقای حجازی را هم خیلی دوست داشتم. اما می‌دیدم آقای قلعه‌نویی هیچ وقت حرمت پیش‌کسوت باشگاه استقلال را نگه نمی‌داشت، ازجمله با آن شکایتی که به کمیته انضباطی کرده بود. همچنین یک‌سری از مسائل را با توجه با ارتباطی که با آقای حجازی و خیلی از عزیزان داشتم هم می‌دیدم و لمس می‌کردم. مخصوصا در سال ٨٦ که یک‌سری از مباحث را با توجه با ارتباط نزدیکی که با آقای فتح‌الله‌زاده داشتم می‌دیدم و یک مقدار با آقای قلعه‌نویی زاویه پیدا کردم. وقتی دیدم درباره ناصر حجازی که دستش از دنیا کوتاه است یکسری صحبت‌ها مطرح می‌شود، همان‌جا بود که بیشتر پی بردم کاری که دارم می‌سازم خیلی درست و برپایه حقیقت است و آنجا دیگر این زاویه فکری خیلی بیشتر شد. 
‌ مثل چه حرف‌هایی؟ 
در فیلم ما هست. یکی از بحث‌هایی که راجع به ناصر حجازی مطرح می‌کردند، حالا اشاره به شخص خاصی نمی‌کنم، ‌بحث کم‌ایمانی ناصر حجازی بود؛ اتفاقا در بخش آخر فیلم داریم که یکی از روزنامه‌ها از قول آقای حجازی زده بود که هیأت‌مدیره وقت به کم‌ایمانی ناصر حجازی رأی داده. خب ناصر حجازی آدمی بود که اعتقاداتش را برای خودش نگه می‌داشت حتی یک‌بار من یک خاطره‌ای از او خواندم که همسرش یک‌بار نذری پخش می‌کرده که ناصرخان مخالفت می‌کند، نه به خاطر اینکه با نذری‌دادن مشکل داشته باشد، می‌گفته من ناصر حجازی هستم و وقتی نذری از منزل من بدهی شاید ایجاد تظاهر بکند؛ برو نذری‌ها را در ماشین آتیلا بگذار و در خیابان در اختیار مردم قرار بده. اتفاقا ناصر حجازی چه قبل از انقلاب چه بعد از انقلاب، چهره و شخصیت ثابتی داشت. شاید می‌توان گفت بعضی وقت‌ها که کشور فضای بسته‌تری داشت، بعضی از دوستان به خاطر اینکه نمی‌توانستند به ناصر حجازی برسند می‌آمدند و اتهام‌هایی را به ناصر حجازی می‌زدند که او را از بالا به پایین بکشند، از لحاظ فنی راهی وجود نداشت؛ مجبور بودند روی بیاورند به مباحث دیگری که این اتفاق‌ها افتاد. 
‌ یکی از بحث‌برانگیزترین بخش‌های فیلم موضوع خیانت به ناصر حجازی در سال ١٣٧٨ در بازی معروف استقلال- سایپاست؛ شما به‌عنوان یک شخص حقیقی اعتقاد دارید در بازی با سایپا توطئه شده؟ 
بله، آمدن ناصر حجازی را بزنند و محو کنند اما یکسری از جمله من، ناصر حجازی‌ای شدند. من قشنگ یادم هست، وقایع آن بازی را دیدم؛ شرایط به سمتی رفت که سال‌های سال ناصر حجازی‌ای بودم. یعنی ناصر حجازی را بیشتر از استقلال دوست داشتم و بعد‌ها که حتی به ناصرخان نزدیک شدم و یک‌سری از هواداران خاصی را می‌دیدم، متوجه شدم که فقط من نبودم؛ خیلی‌ها بودند که بعد از بازی با سایپا، ناصر حجازی‌ای شدند. همین الان هم این مسئله وجود دارد که یک‌سری استقلال را با ناصر حجازی بیشتر و بهتر دوست دارند. 
‌فیلم شما یک‌سری افراد را نقد می‌کند؛ آیا فضا برای حضور این افراد از جمله امیر قلعه‌نویی در فیلم شما وجود داشت؟ 
اتفاقا من سال گذشته قبل از اینکه ساخت فیلم نهایی شود، با توجه به صحبت‌هایی که شنیده بودم به شخص امیر قلعه‌نویی گفتم که شما این فرصت را دارید که بیایید و در فیلم صحبت کنید. ایشان استدلال خودش را داشت که نمی‌خواهد بیاید و می‌گفت لزومی هم نمی‌بینم. می‌گفت هیچ اتفاقی برای من نمی‌افتد؛ من نمی‌دانم آن تفکر چرا بعد‌ها تغییر کرد. 
‌از دیگران که موردنقد قرار گرفتند مثل جواد زرینچه و پرویز برومند هم دعوت کردید؟ 
برای جواد زرینچه یک روز دوربین آفیش کردم که مستلزم یک‌سری هزینه هم برای ما شد. ایشان قرار بود پنج بعدازظهر به استودیو بیاید ولی خب یک ساعت مانده به ساعتی که ایشان قرار بود تشریف بیاورند، کلا دیگر تلفن‌هایش را جواب نداد و تشریف نیاوردند. پرویز برومند هم با توجه به مصاحبه‌ای که در برنامه ٩٠ عادل فردوسی‌پور گرفته بود، دیگر نیازی نمی‌دیدم بیاید؛ چون با تصویرهای آرشیوی که داشتیم عادل خیلی از سؤال‌ها را مطرح کرده بود. ما از همان تصویر‌ها استفاده کردیم اما اینکه دوستان اعتراض کردند شاید جالب باشد، ما اصلا اسم شخص نیاوردیم، اتفاقا میهمان‌هایی در فیلم داشتیم که اسم اشخاص را آورده بودند ولی من خودم شخصا ترجیح دادم خیلی واضح به این افراد نپردازیم. منتها وقتی مخاطب فیلم بازی را می‌بیند، گل‌هایی که ردوبدل شده را می‌بیند، خودش این برداشت را می‌کند که کدام بازیکن در مسابقه به‌نوعی در برکناری آقای حجازی نقش داشته و آن دیگر از دست من خارج است. این را بیننده قضاوت می‌کند.‌ گرچه این اتفاق افتاده و خود آقای زرینچه هم می‌دانند. در آن بازی معروف، آقای حجازی به اصغر حاجیلو می‌گوید به جواد زرینچه بگو که دفاع آخر بازی کند و جواد زرینچه هم نمی‌رود بازی کند و می‌گوید من همین‌جا راحتم؛ اگر نمی‌خواهی تعویضم کن. این را چندین نفر حتی اسم آوردند اما ما به این مسئله اشاره نکردیم. در فیلم بهنام ابوالقاسم‌پور، علیرضا اکبرپور و خیلی از عزیزان دیگر به‌نوعی این مسئله را می‌گویند یا مثلا پرویز برومند خودش در برنامه ٩٠ می‌گوید ناصر حجازی به من گفت فردا سر تمرین نیا، من هم به او گفتم ببین خودت فردا هستی که به من می‌گویی نیا. خب این اتفاق افتاده. فکر می‌کنم کسانی که این اعتراضات را داشتند به‌خصوص وقتی کار را ندیدند لابد یک ریگی به کفششان بوده. 
‌شاید با این انتقاد هم روبه‌رو شدید که فیلم به سمت بت‌سازی از حجازی می‌رود؟ 
ناصر حجازی هم یک انسان بوده، هر انسانی هم در زندگی خودش می‌تواند اشتباه کند. ناصر حجازی هم از این مسئله مستثنا نیست. مثلا سیگارکشیدن آقای حجازی روی نیمکت درعین‌حال که جسارت ایشان را نشان می‌دهد. خیلی‌های دیگر که سیگاری هستند و می‌روند در خفا این کار را انجام می‌دهند و خودشان را عاری از مسائل می‌بینند اما حجازی از جسارتش بود که این کار را انجام می‌داد؛ شاید این نقد هم به او وارد بود که خیلی از جوان‌ها که او را می‌دیدند و طرفدار او بودند از او الگوبرداری می‌کردند. ولی فیلمی که می‌آید در مورد اسطوره فیلم می‌سازد، اصولا به نقاط برجسته و ویژگی‌های مثبت یک فرد می‌پردازد. در قالب ورزش هم ما سعی کردیم به آن چیزی که در زندگی ورزشی آقای حجازی بوده، بپردازیم. چیزی که ما سعی کردیم در فیلم به آن توجه شود این بوده که ما خودساختگی ناصر حجازی را نشان دهیم که از بچگی یعنی زمانی که پدرش بین او و برادرش تبعیض قائل می‌شد و ناصر حجازی برمی‌گردد در کودکی می‌گوید باشد، من را در این سفر با خودت نبر، داداشم را ببر که می‌گویی من بازیگوش هستم ولی مطمئن باش یک روز خودم با پای خودم دنیا را می‌گردم. این نشان می‌دهد از همان بچگی ناصر حجازی خودساخته بوده. نشان‌دادن این جسارت و صراحت کلامی که ناصر حجازی داشت، باعث شد برای ما دشمن‌تراشی شود. 
‌چه اتفاقی افتاد که در مستند شما پیش‌کسوتان پرسپولیس بیشتر از استقلال حضور دارند؛ در این زمینه هم انتقادهایی مطرح شد؟ 
بحث این نبوده که پیش‌کسوت‌های باشگاهی بیشتر یا کمتر باشد ما از پیش‌کسوتان هر دو باشگاه دعوت کردیم. خیلی از پیش‌کسوتان هر دو باشگاه با روی باز دعوت ما را پذیرفتند و آمدند. این موضوع را برای اولین‌بار می‌گویم، وقتی فرهاد مجیدی را دعوت می‌کنم و ایشان به من می‌گوید فلان روز می‌آیم و همیشه هم از علاقه‌اش به ناصر حجازی گفته، به من پیامک می‌دهد که من ایران نیستم و از آن طرف به آتیلا پیغام دیگری می‌دهد و از طرفی دیگر هم آن شب در تهران از شانس بدش جایی که یکی از اقوام آتیلا در آنجا حضور داشته ایشان هم حضور داشته و به برنامه نمی‌آید، من دیگر کار دیگری نمی‌توانم بکنم. بعد از اینکه این مسائل را تحمل کردم و حرف خاصی نخواستم بزنم، رسیدیم به جایی دیگر که باز من با ایشان صحبت کردم و گفتم توقع از شما زیاد است و همه می‌گویند فرهاد مجیدی که شاگرد ناصر حجازی بوده باید در فیلم حجازی باشد که آخرین حرفش را گفت و این بود که وکلای من گفته‌اند جلوی هیچ دوربینی نباید حاضر شوی. فرهاد مجیدی را دعوت کردم و خودش نخواسته که بیاید. یا علیرضا منصوریان را من چند دفعه دعوت کردم که هر دفعه می‌گفت من مشغله کاری دارم و هر دفعه بنا به دلایلی امکان حضورش نبود. منصور پورحیدری هم چندین‌بار تماس گرفتم که می‌رفت روی پیغام‌گیر و جواب من را نمی‌داد. به این نکته اشاره کنم که افرادی مثل علی کریمی و علی دایی که تصویر آنها در فیلم نشان داده نشده است در نسخه نمایش خانگی که فیلم مدت زمان بیشتری دارد تصاویر آنها هم نشان داده می‌شود. 
‌ حذف حجازی از تیم‌ ملی یکی از سوژه‌های داغ فیلم است؛ فکر می‌کنید طرح ٢٧ساله‌ها برای چه تصویب شد؟ چه کسی این طرح را گذاشت؟ 
 در فیلم جهانگیر کوثری به زیبایی اشاره می‌کند. مخصوصا ناصر حجازی را با این قانون زدند. این قانون توسط آقای مصطفی داوودی گذاشته شد. همان سیاستی که در واقع باعث شد در عرصه هنری برخي افراد فیلم بازی نکنند یا در عرصه موسیقی،  افرادي حذف شوند، باعث شد ناصر حجازی هم نباشد. 
‌چرا به بحث کاندیداشدن ناصر حجازی برای ریاست‌جمهوری در این فیلم کم پرداختید؟ 
اتفاقا در فیلم کامل پرداخته شده. در واقع کاندیداتوری ناصر حجازی در انتخابات ریاست‌جمهوری اعتراضی بود به حضور سیاسیون در عرصه فوتبال. یک مصاحبه هم در فیلم داریم که به نظر من خیلی بجاست که ناصر حجازی می‌گوید من از دکتر معین مشهور‌تر و از محسن رضایی محبوب‌ترم. به نظر من اگر ناصر حجازی صلاحیتش تأیید می‌شد به گفته خودش واقعا رأی می‌آورد. دوره‌ای بود که محمود احمدی‌نژاد هم ثبت‌نام کرده بود؛ قضاوت را بر عهده خوانندگان می‌گذارم که اگر ناصر حجازی تأیید صلاحیت می‌شد او بیشتر رأی می‌آورد یا محمود احمدی‌نژاد؟ در بحث ریاست‌جمهوری این موضوع را مطرح می‌کردند که ناصر حجازی را جزء رجل سیاسی محسوب نکردند که ایشان تأیید نشدند که ما دیگر به آن ورود نکردیم. به‌طورکلی گفتیم حضور حجازی در اعتراض به حضور سیاسیون بوده. در فوتبال سیاسی ما که وزیر ورزش آقای مقداد نجف‌نژاد را می‌گذارد در هیأت‌مدیره استقلال به خاطر اینکه لابد در فضای استیضاح‌شدن همراهی‌های لازم صورت بگیرد یا در گذشته‌ها چهره‌های سیاسی در این دو باشگاه حضور داشته‌اند ازجمله آقای فتح‌الله‌زاده که پیشینه ورزشی نداشته‌اند یا خود امیر عابدینی که اگر هم پیشینه ورزشی داشته سال‌ها کار سیاسی کرده است. این فضاها باعث شد فوتبال به سمت سیاست برود. 
خود آقای محسن صفایی‌فراهانی هم که خیلی محترم هستند و کارهای بزرگی هم در فوتبال کردند افرادی سیاسی بودند که به فوتبال آمدند. وقتی افراد سیاسی به فوتبال آمدند به نظر من هرکسی در فوتبال کار می‌کند به نوعی جزء رجل سیاسی محسوب می‌شود ولی لابد دیدگاه در آن زمان به این شکل بوده که آقای حجازی رجل سیاسی نیستند و ما به این بخش دیگر نپرداختیم. 
‌ بخشی بوده که مثل این موضوع به آن نپرداخته باشید؟ 
تقریبا ما به همه موارد درباره ناصر حجازی پرداختیم. یک بخش حذفی البته داشتیم که سیاست خاص یا هر چیز وزارت ارشاد بوده و خواستند نباشد که به مصاحبه آقای حجازی درباره یارانه‌ها ارتباط داشت. حتی ما آن جمله معروف آقای حجازی در برنامه ٩٠ را در فیلم خود داریم که آقای فردوسی‌پور درباره فوتبال پاک و ناپاک از آقای حجازی سؤال کرد. 
‌بازتاب‌های فیلم از طرف جامعه ورزش و هنر چگونه بوده است؟ 
نظرات متفاوت بوده. در کل خیلی‌ها تعریف و تمجید می‌کردند ولی یکی هم مثل رامبد جوان که برایش احترام زیادی قائل هستم زمانی که کار را دید گفته بود فیلم قوی نبوده؛ درعین‌حال هم گفته بود تأثیرگذاری خودش را دارد. ورزشی‌ها هم که بیشتر نگاه ورزشی داشتند. بعضی از آنها می‌گفتند انتقادهای فیلم کم بوده و بعضی‌ها هم می‌گفتند انتقادها از حد نرمال مقداری بیشتر بوده. اتفاق مهمی که در این فیلم افتاده است این است که هرکسی فیلم را می‌بیند گریه‌اش درمی‌آید. 
‌از طرف خانواده ورزش از فیلم شما حمایتی شد؟ 
هنری‌ها همراهی لازم را داشتند فضای شهرداری یا شورای شهر هم تا آنجایی که در توان داشتند با ما همراهی‌هایی داشتند. تنها ارگانی که هیچ حمایتی نکرد وزارت ورزش‌وجوانان بود و اتفاقا من می‌گویم که ما درخواست حمایت را هم داشتیم اما دوستان عملا ما را بازی دادند و ما را هی می‌بردند و می‌آوردند و حمایتی از ما نکردند. با باشگاه استقلال هم که حتی نامه‌نگاری شد عین جمله‌ای را که به کار بردند این بود که ما برای پروژه‌های این‌چنینی نمی‌توانیم وقت، انرژی یا مسائل مالی را داشته باشیم. 
‌چه شد که سراغ افراد مشهور به ‌عنوان راوی رفتید؟ 
روراست بگویم گزینه‌های ما سوپراستارها نبودند. یک شب یادم هست که به شهاب حسینی پیامک دادم من رفیعی هستم تهیه‌کننده فیلم ناصر حجازی با شما کار داشتم. به قول معروف یک تیری در تاریکی انداختیم ببینیم چه می‌شود. دو روز بعد شهاب حسینی به من زنگ زد و گفت کار شما چیه. منم موضوع را گفتم و اینکه از این پروژه حمایتی نشده و ما داریم کار را می‌سازیم. مکالمه کمتر از سه دقیقه بود و شهاب حسینی بلافاصله گفت من برای این پروژه حاضر می‌شوم. حتی من اشاره‌ای به شهاب حسینی کردم در بحث مالی حمایتی از فیلم نشده است که شهاب هم گفت: ناصر حجازی را عشق است بگذار کار انجام بشود. وقتی که شهاب حسینی آمد دیگر این در باز شد. 
‌افرادی بودند که از دعوت آنها برای فیلم پشیمان شده باشید؟ 
بله. بالاخره هر آدمی می‌تواند اشتباه کند؛ البته این نظر شخصی من هست و ارتباطی به ناصر حجازی ندارد. افرادی مثل حسین هدایتی و امیر رضا خادم.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 1072